الشيخ المنتظري
190
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
طبقه كلينى و سيّد رضىّ در اصطلاح علم رجال در اصطلاح علم رجال در مورد طبقه بندى راويان احاديث ، اصحاب پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را طبقه اوّل و شاگردان آنها را طبقه دوّم مى دانند ، و به همين ترتيب و برحسب استاد و شاگردى كلينى ( رحمه الله ) در طبقه نهم مىشود ، يعنى اگر بخواهد حديثى را از پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) نقل كند معمولاً هشت واسطه دارد . مرحوم كلينى در سال 329 وفات كرده و در زمان غيبت صغرى بوده است . سيّد رضىّ و سيّد مرتضى كه دو برادر هستند در طبقه يازدهم قرار دارند ; يعنى دو طبقه از كلينى متأخّرند ، بنابراين كتاب كافى خيلى قبل از نهج البلاغه تأليف شده است ، و به هرحال تمام خطبه را قبل از سيّد رضىّ مرحوم كلينى در كتاب روضه كافى نقل كرده است ، اما سيّد رضىّ از اين خطبه تنها دو قسمت را انتخاب كرده و در نهج البلاغه آورده است ; زيرا مرحوم سيّد رضىّ بنا نداشته كه تمام كلام حضرت را نقل كند ، بلكه قسمت هايى را كه به ذوق خودش از نظر فصاحت و بلاغت برجستگى داشته نقل كرده است . ما هم قسمت هايى از خطبه را كه سيّد رضىّ در نهج البلاغه آورده مى خوانيم . « ذِمَّتى بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ ، وَأَنَا بِهِ زَعِيمٌ » ( ذمّه و عهده من به آنچه مى گويم گرو است ، و من كفيل و ضامن اين سخن هستم . ) اين دو جمله را حضرت على ( عليه السلام ) براى محكم كردن و تأكيد مطلبى كه بعد از اين ذكر مى كنند آورده است و در حقيقت عنوان مقدميت دارد ، و مثل قسم هايى است كه ما براى اين كه شنونده سخن ما را قبول كند در اوّل حرفمان مى آوريم . معنى اين دو جمله حضرت اين است : قسم به وجدان و انسانيتم ، وجدانم را گرو قرار مى دهم ، يعنى اگر اين حرفى كه من مى گويم غلط باشد اصلاً شخصيت و وجدانى نداشته باشم .